امثال 11:26-28 - مقایسه همه نسخهها
امثال 11:26-28 NMV (هزارۀ نو)
چنانکه سگ به قی خود بازمیگردد، احمق نیز حماقتش را تکرار میکند. مردی را که در نظر خویش حکیم است، میبینی؟ به مرد نادان بیش از او امید هست! کاهل در خانه میماند و میگوید: «شیری در راه در کمین است، شیری در وسط خیابانهاست!» در بر پاشنهاش میگردد، کاهل بر بسترش! کاهل دست به ظرف غذا فرو میبرد اما از تنبلی به دهان برنمیآورد! کاهل در چشم خود حکیمتر است از هفت تن که پاسخِ خردمندانه میدهند! کشیدن گوش سگ ولگرد است، دخالت در مشاجرۀ دیگران! دیوانهای را مانَد که تیرهای آتشین و مرگبار پرتاب کند، آن که همسایۀ خود را بفریبد و گوید: «مِزاح میکردم!» بدون هیزم، آتش خاموش میشود؛ بدون سخنچینی، مشاجره پایان میپذیرد. همچون زغال برای اخگر و چوب برای آتش است، مرد ستیزهجو برای داغ کردن آتش نزاع. کلمات سخنچین لقمههای لذیذ را مانَد که به اعماق وجود انسان فرو میرود. لبهای پر شور با دلی شریر، ظرفی گِلی است اندوده به نقرۀ پُر زنگار! کینهتوز با سخنانش کینۀ خود را پنهان میکند، اما در دل خویش فریب را میپرورد. چون به نیکویی سخن گوید، باورش مکن، زیرا دلش از هفت کراهت آکنده است. هرچند بُغض خویش به حیله پنهان دارد، شرارتش در میان جمع آشکار خواهد شد. هر که چاهی بکند، خود در آن خواهد افتاد؛ هر که سنگی بغلتاند، به سوی او بر خواهد گشت. زبان دروغگو از قربانیان خود نفرت دارد، و دهان چاپلوس ویرانی به بار میآورد.
امثال 11:26-28 TPV (مژده برای عصر جدید)
شخص احمقی که حماقت خود را تکرار میکند، مانند سگی است که آن چه استفراغ کرده است، میخورد. کسیکه خودش را عاقل میپندارد، از یک احمق هم نادانتر است. آدم تنبل پای خود را از خانه بیرون نمیگذارد و میگوید: «شیر درّنده در کوچه هست!» او مانند دری که بر پاشنهٔ خود میچرخد، در رخت خواب میغلتد و از آن جدا نمیشود. دست خود را به طرف بشقاب دراز میکند، امّا از فرط تنبلی لقمه را به دهان خود نمیگذارد. با اینهمه او خود را داناتر از هفت شخص عاقل میداند. کسیکه در دعوایی دخالت میکند که مربوط به او نیست، مانند شخصی است که گوشهای سگ ولگردی را میگیرد. شخصی که همسایهٔ خود را فریب بدهد و بعد به او بگوید که شوخی کرده است، مانند دیوانهای است که به هر طرف آتش و تیرهای مرگبار پرتاب میکند. اگر هیزم نباشد آتش خاموش میشود. اگر سخنچین نباشد، نزاع فرومینشیند. همانطور که زغال و هیزم آتش را شعلهور میسازد، شخص ستیزهجو هم جنگ و دعوا بپا میکند. حرفهای آدم سخنچین مانند لقمههای لذیذی است که با لذّت بلعیده میشوند. سخنان شیرین و فریبنده، شرارت دل را پنهان میکند، درست مانند لعابی که ظرف گِلی را میپوشاند. شخص کینهتوز با حرفهای خود، کینهٔ دل خود را مخفی میکند، امّا تو فریب حرفهای فریبندهٔ او را نخور، زیرا دلش پر از نفرت است. اگرچه نفرت خود را با حیله پنهان میکند، سرانجام خوی پلید او بر همهکس آشکار میگردد. هرکسی که برای دیگران چاه بکند، خودش در آن میافتد. هر که سنگی را به طرف دیگران بغلتاند، آن سنگ برگشته و روی خود او میافتد. زبان درغگو از مخاطبانش نفرت دارد و میخواهد به آنها آسیب برساند. سخنان ریاکار چیزی جز خرابی به بار نمیآورد.
امثال 11:26-28 PCB (کتاب مقدس، ترجمۀ معاصر)
همانطور که سگ به قی خود باز میگردد، آدم احمق نیز حماقت خود را تکرار میکند. کسی که در نظر خود عاقل است از یک نادان هم نادانتر است. آدم تنبل پایش را از خانه بیرون نمیگذارد و میگوید: «شیرهای درنده در کوچهها هستند!» او مانند دری که بر پاشنهاش میچرخد، در رختخوابش میغلتد و از آن جدا نمیشود. دستش را به طرف بشقاب دراز میکند ولی از فرط تنبلی لقمه را به دهانش نمیگذارد. با این حال او خود را داناتر از هفت مرد عاقل میداند. کسی که در نزاعی دخالت میکند که به او مربوط نیست مانند شخصی است که گوشهای سگی را میکشد. شخصی که همسایهٔ خود را فریب بدهد و بعد بگوید که شوخی کرده است، مثل دیوانهای است که به هر طرف آتش و تیرهای مرگبار پرت میکند. هیزم که نباشد آتش خاموش میشود، سخنچین که نباشد نزاع فرو مینشیند. همانطور که زغال و هیزم آتش را مشتعل میکند، مرد ستیزهجو هم جنگ و نزاع بر پا مینماید. سخنان سخنچین مانند لقمههای لذیذی است که با لذت بلعیده میشود. سخنان زیبا و فریبنده، شرارت دل را پنهان میسازد، درست مانند لعابی که ظرف گلی را میپوشاند. شخص کینهتوز با حرفهایش کینهٔ دلش را مخفی میکند؛ اما تو گول حرفهای فریبندهٔ او را نخور، زیرا دلش پر از نفرت است. اگرچه نفرتش را با حیله پنهان میکند، اما سرانجام پلیدی او بر همگان آشکار خواهد شد. هر که برای دیگران چاه بکند، خود در آن خواهد افتاد. هر که سنگی به طرف دیگران بغلتاند، آن سنگ برمیگردد و بر روی خود او میافتد. زبان دروغگو از مجروح شدگان خود نفرت دارد و دهان چاپلوس خرابی بار میآورد.
امثال 11:26-28 POV-FAS (Persian Old Version)
چنانکه سگ به قی خود برمی گردد، همچنان احمق حماقت خود را تکرار میکند. آیا شخصی را میبینی که در نظر خودحکیم است، امید داشتن بر احمق از امید بر اوبیشتر است. کاهل میگوید که شیر در راه است، و اسددر میان کوچهها است. چنانکه در بر پاشنهاش میگردد، همچنان کاهل بر بستر خویش. کاهل دست خود را در قاب فرو میبرد و ازبرآوردن آن به دهانش خسته میشود. کاهل در نظر خود حکیمتر است از هفت مرد که جواب عاقلانه میدهند. کسیکه برود و در نزاعی که به او تعلق ندارد متعرض شود، مثل کسی است که گوشهای سگ را بگیرد. آدم دیوانهای که مشعلها و تیرها و موت رامی اندازد، مثل کسی است که همسایه خود را فریب دهد، و میگوید آیا شوخی نمی کردم؟ از نبودن هیزم آتش خاموش میشود، و ازنبودن نمام منازعه ساکت میگردد. زغال برای اخگرها و هیزم برای آتش است، و مرد فتنه انگیز به جهت برانگیختن نزاع. سخنان نمام مثل خوراک لذیذ است، که به عمقهای دل فرو میرود. لبهای پرمحبت با دل شریر، مثل نقرهای پردرد است که بر ظرف سفالین اندوده شود. هرکه بغض دارد با لبهای خود نیرنگ مینماید، و در دل خود فریب را ذخیره میکند. هنگامی که سخن نیکو گوید، او را باور مکن زیرا که در قلبش هفت چیز مکروه است. هرچند بغض او به حیله مخفی شود، اماخباثت او در میان جماعت ظاهر خواهد گشت. هرکه حفرهای بکند در آن خواهد افتاد، وهرکه سنگی بغلطاند بر او خواهد برگشت. زبان دروغگو از مجروح شدگان خود نفرت دارد، و دهان چاپلوس هلاکت را ایجاد میکند.