امثال 2:30-26
امثال 2:30-26 PCB
من نادانترینِ آدمیان هستم و عاری از شعور بشری. حکمتی در من نیست و شناختی از خدا ندارم. آن کیست که آسمان و زمین را زیر پا میگذارد؟ آن کیست که باد را در دست خود نگه میدارد و آبها را در ردای خود میپیچد؟ آن کیست که حدود زمین را برقرار کرده است؟ نامش چیست و پسرش چه نام دارد؟ اگر میدانی بگو! سخنان خدا تمام پاک و مبراست. او مانند یک سپر از تمام کسانی که به او پناه میبرند محافظت میکند. به سخنان او چیزی اضافه نکن، مبادا تو را توبیخ نماید و تو دروغگو قلمداد شوی. ای خدا، قبل از آنکه بمیرم دو چیز از تو میطلبم: مرا از دروغ گفتن حفظ کن و مرا نه تهیدست بگردان و نه ثروتمند، بلکه روزی مرا به من بده؛ چون اگر ثروتمند شوم ممکن است تو را انکار کنم و بگویم: «خداوند کیست؟» و اگر تهیدست گردم امکان دارد دزدی کنم و نام تو را بیحرمت نمایم. هرگز از کسی نزد کارفرمایش بدگویی نکن، مبادا به نفرین او گرفتار شوی. هستند کسانی که پدر و مادر خود را نفرین میکنند. هستند کسانی که خود را پاک میدانند در حالی که به گناه آلودهاند. هستند کسانی که از نگاهشان کبر و غرور میبارد، هستند کسانی که دندانهای خود را تیز میکنند تا به جان مردم فقیر بیفتند و آنها را ببلعند. زالو را دو دختر است که فریاد میکشند: «بده! بده!» سه چیز هست که هرگز سیر نمیشوند، بلکه چهار چیز، که نمیگویند: «بس است!»: دنیای مردگان، رحم نازا، زمین بیآب، آتش مشتعل. کسی که پدر خود را مسخره کند و مادرش را تحقیر نماید، کلاغها چشمانش را از کاسه در میآورند و لاشخورها بدنش را میخورند. سه چیز برای من بسیار عجیبند، بلکه چهار چیز که من آنها را نمیفهمم: پرواز عقاب در آسمان، خزیدن مار روی صخره، عبور کشتی از دریا، و راهِ مرد با دختر جوان. همچنین است راه زن بدکاره که میخورَد و دهانش را پاک میکند و میگوید: «کار بدی نکردم.» سه چیز است که زمین را میلرزاند، بلکه چهار چیز که زمین تاب تحملش را ندارد: بردهای که پادشاه شود، احمقی که سیر و توانگر گردد، زن بداخلاقی که شوهر کرده باشد، و کنیزی که جای بانوی خود را بگیرد. چهار چیز است بر زمین که بسیار کوچک اما بیاندازه دانا هستند: مورچهها که ضعیف هستند ولی برای زمستان خوراک ذخیره میکنند، گورکنها که ناتوانند اما در میان صخرهها برای خود لانه میسازند،

