امثال 5:14-35 - مقایسه همه نسخهها
امثال 5:14-35 NMV (هزارۀ نو)
شاهد امین دروغ نمیگوید، اما شاهد کاذب دروغ میبافد! تمسخرگر حکمت را میجوید و نمییابد، اما فهیمان آسان به معرفت میرسند. همنشینِ نادان مشو، زیرا معرفت بر لبانش نخواهی یافت. حکمتِ عاقلان در این است که راههای خود را درک میکنند، اما نادانیِ جاهلان فریب است. جاهلان را توانِ دلجویی نیست، اما در میان صالحان خشنودی است. تنها دل از تلخی خویش آگاه است، نیز هیچ بیگانه در شادی آن شریک نیست. خانۀ شریران ویران خواهد شد، اما خیمۀ صالحان خواهد شکفت. پیش روی انسان راهی هست که در نظرش درست مینماید، اما در آخر به مرگ میانجامد. حتی در خنده نیز دل میتواند دردمند باشد، شادی میتواند به غم بینجامد. آن که در دل مرتد است سرانجامِ راههای خود را میبیند، مرد نیکو ثمر کارهای خویش را. سادهلوح همه چیز را باور میکند، اما عاقل قدمهای خود را میسنجد. حکیم میترسد و از بدی اجتناب میکند، اما نادان، آسودهخیال پیش میرود! شخص تندخو احمقانه رفتار میکند، حیلهگر منفور است. میراث سادهلوحان حماقت است، اما بر سر عاقلان تاج معرفت گذاشته میشود. بَدان در برابر نیکان سر تعظیم فرود خواهند آورد، و شریران نزد دروازههای پارسایان. فقیر حتی نزد کسانِ خود نیز منفور است، اما بسیارند دوستداران مرد دولتمند. آن که همسایهاش را خوار شمارد گناه میورزد، اما خجسته آن که با فقیران مهربان باشد. آیا کسانی که نقشههای پلید میکشند، گمراه نمیشوند؟ اما محبت و امانت نصیب کسانی است که نقشههای نیکو در سر دارند. در هر محنت، منفعتی است، اما از سخنِ خالی، تنها فقر به بار آید. دولتِ حکیمان، تاجِ ایشان است، اما حماقت احمقان، حماقت است و بس! شاهد راستگو جانها را میرهاند، اما آن که دروغ میبافد، فریبکار است. در ترس خداوند اطمینانِ قوی است، و فرزندانِ شخص را در آن پناه خواهد بود. ترس خداوند، چشمۀ حیات است تا آدمی خویشتن را از دامهای مرگ دور بدارد. جلالِ پادشاه در جمعیتِ بسیار است، سلطان از نبودِ مردم تباه میشود. شخص دیرخشم از درک بسیار برخوردار است، اما تندخو حماقت را به نمایش میگذارد. دلِ آرام به بدن حیات میبخشد، اما حسادت، استخوانها را میپوساند. آن که بر بینوا ظلم کند، بر آفرینندۀ او اهانت میورزد، اما هر که بر نیازمند شفقت کند، او را حرمت میدارد. شریران از شرارتِ خود سرنگون میشوند، اما پارسایان را در مرگ نیز پناهی هست. حکمت در دل شخص فهیم آشیان میگیرد، اما آیا در میان جاهلان شناخته شده است؟ پارسایی، قوم را سرافراز میسازد، اما گناه مایۀ شرمساری هر ملتی است. خشنودیِ پادشاه نصیب خادم عاقل است، خشم او نصیب آن که مایۀ شرمساری است.
امثال 5:14-35 TPV (مژده برای عصر جدید)
شاهد امین دروغ نمیگوید، امّا از دهان شاهد نادرست دروغ میبارد. کسیکه همهچیز را مسخره میکند، هرگز نمیتواند حکمت را بیابد، ولی شخص عاقل به آسانی آن را به دست میآورد. از مردم نادان دوری کن، زیرا چیزی ندارند که به تو یاد بدهند. حکمتِ شخص عاقل راهنمای اوست، امّا حماقتِ افراد نادان باعث گمراهی آنها میشود. آدمهای نادان از گناه کردن دست نمیکشند، امّا درستکاران رضامندی خدا را میخواهند. تنها دل انسان است که تلخی او را احساس میکند و در خوشی او نیز کسی جز خودش نمیتواند شریک باشد. خانهٔ مردم بدکار خراب میشود، امّا خانهٔ راستان وسعت مییابد. راهی که فکر میکنی راست است، ممکن است به مرگ منتهی شود. خنده میتواند اندوه را پنهان کند، امّا هنگامیکه خنده تمام شود، درد و اندوه بر جای خود باقی میماند. آدم خدا نشناس نتیجهٔ کار خود را میبیند و شخص نیکو از ثمرهٔ کارهای خود بهره میگیرد. آدم نادان هر حرفی را باور میکند، امّا شخص عاقل سنجیده رفتار مینماید. شخص دانا محتاط است و از خطر دوری میکند، ولی آدم نادان از روی غرور، خود را به خطر میاندازد. شخص تندخو کارهای احمقانه میکند و آدم حیلهگر مورد نفرت قرار میگیرد. حماقت نصیب نادانان میشود و حکمت نصیب عاقلان. مردم بدکار عاقبت در برابر اشخاص نیک سر تعظیم فرود میآورند و محتاج آنها میشوند. ثروتمندان دوستان زیاد دارند، امّا شخص فقیر را حتّی همسایههایش نیز تحقیر میکنند. تحقیر کردن اشخاص فقیر گناه است، خوشا به حال کسیکه بر آنها ترحّم کند. کسانیکه نقشههای پلید در سر میپرورانند، گمراه میشوند؛ امّا آنهایی که نیّت خوب دارند، مورد محبّت و اعتماد قرار میگیرند. کسیکه زحمت میکشد، منفعت عایدش میشود؛ امّا شخصی که فقط حرف میزند، فقیر میگردد. ثروت نصیب مردم دانا میشود، امّا پاداش اشخاص نادان حماقت آنهاست. شاهد امین جان مردم را نجات میدهد، امّا شاهد دروغگو به مردم خیانت میکند. کسیکه از خدا میترسد، تکیهگاه مستحکمی دارد و فرزندانش در امان میباشند. خداترسی چشمهٔ حیات است و انسان را از دامهای مرگ دور نگاه میدارد. عظمت یک پادشاه به تعداد مردمی است که بر آنها حکومت میکند. پادشاه بدون رعیت نابود میشود. کسیکه صبر و حوصله دارد، شخص بسیار دانایی است، امّا از آدم تندخو حماقت سرمیزند. آرامش فکری به بدن سلامتی میبخشد، ولی حسادت استخوان را میپوساند. کسیکه به فقرا ظلم میکند به آفرینندهٔ آنها اهانت کرده است و هر که به مردم مسکین ترحّم مینماید، خدا را احترام نموده است. مردم خداشناس وقتی بمیرند، پناهگاهی خواهند داشت، امّا گناهکاران به وسیلهٔ گناهانشان تباه میشوند. اشخاص فهمیده حکمت را در دل خود حفظ میکنند، ولی آدمهای نادان از حکمت بهرهای ندارند. صداقت مایهٔ سرفرازی یک قوم است و گناه باعث رسوایی آن. پادشاه از خدمتگزاران دانا خشنود میشود، امّا کسانیکه شرارت میکنند، مورد غضب او قرار میگیرند.
امثال 5:14-35 PCB (کتاب مقدس، ترجمۀ معاصر)
شاهد امین دروغ نمیگوید، ولی از دهان شاهد ناراست دروغ میبارد. کسی که همه چیز را به باد مسخره میگیرد هرگز نمیتواند حکمت پیدا کند، اما شخص فهیم به آسانی آن را به دست میآورد. از احمقان دوری کن زیرا چیزی ندارند به تو یاد دهند. حکمت شخص عاقل راهنمای اوست، اما حماقت احمقان باعث گمراهی آنان میشود. نادانان با گناه بازی میکنند، اما درستکاران رضایت خدا را میطلبند. تنها دل شخص است که تلخی جان او را احساس میکند و در شادی او نیز کسی جز خودش نمیتواند سهیم باشد. خانهٔ بدکاران خراب میشود، اما خیمهٔ درستکاران وسعت مییابد. راههایی هستند که به نظر انسان راست میآیند اما عاقبت به مرگ منتهی میشوند. خنده نمیتواند اندوه دل را پنهان سازد؛ هنگامی که خنده پایان مییابد، درد و اندوه برجای خود باقی میماند. آدم خدانشناس نتیجهٔ کارهای خود را خواهد دید و شخص نیک از ثمرهٔ اعمال خویش بهره خواهد برد. آدم ساده لوح هر حرفی را باور میکند، اما شخص زیرک سنجیده رفتار مینماید. شخص دانا محتاط است و از خطر دوری میکند، ولی آدم نادان از روی غرور، خود را به خطر میاندازد. آدم تندخو کارهای احمقانه میکند و شخص حیلهگر مورد نفرت قرار میگیرد. حماقت نصیب جاهلان میشود و دانایی نصیب زیرکان. بدکاران عاقبت در برابر نیکان سر تعظیم فرود خواهند آورد و محتاج آنان خواهند شد. ثروتمندان دوستان بسیار دارند، اما شخص فقیر را حتی همسایههایش تحقیر میکند. خوار شمردن فقرا گناه است. خوشا به حال کسی که بر آنها ترحم کند. کسانی که نقشههای پلید در سر میپرورانند گمراه خواهند شد، ولی آنانی که نیت خوب دارند مورد محبت و اعتماد قرار خواهند گرفت. کسی که زحمت میکشد منفعت عایدش میشود، ولی آنکه فقط حرف میزند فقیر خواهد شد. ثروت نصیب دانایان خواهد شد، اما پاداش احمقان حماقت ایشان است. شاهد راستگو جان مردم را نجات میدهد، اما شاهد دروغگو به مردم خیانت میکند. کسی که از خداوند میترسد تکیهگاه محکمی دارد و فرزندانش در امان خواهند بود. خداترسی چشمهٔ حیات است و انسان را از دامهای مرگ دور نگه میدارد. عظمت یک پادشاه بستگی به تعداد مردمی دارد که بر آنها فرمان میراند. پادشاه بدون قوم نابود میشود. کسی که صبر و تحمل دارد شخص بسیار عاقلی است، اما از آدم تندخو حماقت سر میزند. آرامش فکر به بدن سلامتی میبخشد، اما حسادت مانند خوره جان را میخورد. هر که به فقرا ظلم کند به آفرینندهٔ آنها اهانت کرده است و هر که به فقرا ترحم نماید، به خدا احترام گذاشته است. خداشناسان وقتی بمیرند پناهگاهی دارند، اما گناهکاران بهوسیلۀ گناهان خودشان تباه میشوند. حکمت در دل دانایان ساکن است، اما در میان نادانان جای ندارد. درستکاری مایه سرافرازی یک قوم است و گناه مایه رسوایی آن. پادشاه از خدمتگزاران کاردان خشنود میگردد، ولی کسانی که دردسر ایجاد میکنند مورد غضب او واقع میشوند.
امثال 5:14-35 POV-FAS (Persian Old Version)
شاهد امین دروغ نمی گوید، اما شاهد دروغ به کذب تنطق میکند. استهزاکننده حکمت را میطلبد و نمی یابد. اما به جهت مرد فهیم علم آسان است. از حضور مرد احمق دور شو، زیرا لبهای معرفت را در او نخواهی یافت. حکمت مرد زیرک این است که راه خود رادرک نماید، اما حماقت احمقان فریب است. احمقان به گناه استهزا میکنند، اما در میان راستان رضامندی است. دل شخص تلخی خویشتن را میداند، وغریب در خوشی آن مشارکت ندارد. خانه شریران منهدم خواهد شد، اما خیمه راستان شکوفه خواهد آورد. راهی هست که به نظر آدمی مستقیم مینماید، اما عاقبت آن، طرق موت است. هم در لهو و لعب دل غمگین میباشد، وعاقبت این خوشی حزن است. کسیکه در دل مرتد است از راههای خودسیر میشود، و مرد صالح به خود سیر است. مرد جاهل هر سخن را باور میکند، اما مردزیرک در رفتار خود تامل مینماید. مرد حکیم میترسد و از بدی اجتناب مینماید، اما احمق از غرور خود ایمن میباشد. مرد کج خلق، احمقانه رفتار مینماید، و(مردم ) از صاحب سوظن نفرت دارند. نصیب جاهلان حماقت است، اما معرفت، تاج زیرکان خواهد بود. بدکاران در حضور نیکان خم میشوند، وشریران نزد دروازه های عادلان میایستند. همسایه فقیر نیز از او نفرت دارد، امادوستان شخص دولتمند بسیارند. هرکه همسایه خود را حقیر شمارد گناه میورزد، اما خوشابحال کسیکه بر فقیران ترحم نماید. آیا صاحبان تدبیر فاسد گمراه نمی شوند، اما برای کسانی که تدبیر نیکو مینمایند، رحمت و راستی خواهد بود. از هر مشقتی منفعت است، اما کلام لبها به فقر محض میانجامد. تاج حکیمان دولت ایشان است، اماحماقت احمقان حماقت محض است. شاهد امین جانها را نجات میبخشد، اما هرکه به دروغ تنطق میکند فریب محض است. در ترس خداوند اعتماد قوی است، وفرزندان او را ملجا خواهد بود. ترس خداوند چشمه حیاتاست، تا ازدامهای موت اجتناب نمایند. جلال پادشاه از کثرت مخلوق است، وشکستگی سلطان از کمی مردم است. کسیکه دیرغضب باشد کثیرالفهم است، وکج خلق حماقت را به نصیب خود میبرد. دل آرام حیات بدن است، اما حسدپوسیدگی استخوانها است. هرکه بر فقیر ظلم کند آفریننده خود راحقیر میشمارد، و هرکه بر مسکین ترحم کند اورا تمجید مینماید. شریر از شرارت خود به زیر افکنده میشود، اما مرد عادل چون بمیرد اعتماد دارد. حکمت در دل مرد فهیم ساکن میشود، امادر اندرون جاهلان آشکار میگردد. عدالت قوم را رفیع میگرداند، اما گناه برای قوم، عار است. رضامندی پادشاه بر خادم عاقل است، اماغضب او بر پست فطرتان.