اعمال 33:27-38 - Compare All Versions
اعمال 33:27-38 NMV (هزارۀ نو)
کمی پیش از طلوع آفتاب، پولس همه را ترغیب کرد که چیزی بخورند. گفت: «امروز چهارده روز است که در انتظار به سر بردهاید و چیزی نخورده، بیغذا ماندهاید. پس استدعا میکنم غذایی بخورید، چرا که برای زنده ماندن بدان نیازمندید. مویی از سر هیچیک از شما کم نخواهد شد.» چون این را گفت، نان برگرفت و در مقابلِ همه خدا را شکر کرد و نان را پاره نموده، مشغول خوردن شد. پس همه دلگرم شدند و غذا خوردند. جملگی در کشتی، دویست و هفتاد و شش تن بودیم. وقتی سیر شدند، بقیۀ غَله را به دریا ریختند و کشتی را سبک کردند.
اعمال 33:27-38 TPV (مژده برای عصر جدید)
كمی قبل از سپیدهدَم پولس به همه اصرار میکرد كه چیزی بخورند. او گفت: «امروز چهارده روز است كه در بلاتكلیفی به سر میبرید و چیزی نخوردهاید. تمنّا دارم چیزی بخورید زیرا نجات جان شما بسته به آن است. مویی از سر هیچیک از شما كم نخواهد شد.» با این سخنان نان را برداشت و در حضور همهٔ آنان پس از آنكه خدا را شكر نمود پاره كرد و شروع به خوردن نمود. پس همه قویدل گشتند و غذا خوردند. (تعداد ما در كشتی جمعاً دویست و هفتاد و شش نفر بود.) پس از آنكه سیر شدند، بقیّهٔ غلّه را به دریا ریختند تا كشتی را سبک نمایند.
اعمال 33:27-38 PCB (کتاب مقدس، ترجمۀ معاصر)
وقتی هوا روشن شد، پولس به همه التماس کرد که چیزی بخورند و گفت: «دو هفته است که شما لب به غذا نزدهاید. خواهش میکنم برای سلامتی خودتان چیزی بخورید. چون مویی از سر شما کم نخواهد شد!» آنگاه نانی برداشت، در مقابل همه از خدا تشکر کرد و تکهای از آن را خورد. ناگهان همه احساس کردند که حالشان بهتر شده و مشغول خوردن شدند. در کشتی جمعاً دویست و هفتاد و شش نفر بودیم. کارکنان کشتی پس از صرف غذا، تمام گندمی را که در کشتی بود، به دریا ریختند و کشتی سبکتر شد.
اعمال 33:27-38 POV-FAS (Persian Old Version)
چون روز نزدیک شد، پولس از همه خواهش نمود که چیزی بخورند. پس گفت: «امروز روز چهاردهم است که انتظار کشیده وچیزی نخورده، گرسنه ماندهاید. پس استدعای من این است که غذا بخورید که عافیت برای شما خواهد بود، زیرا که مویی از سر هیچیک از شما نخواهد افتاد.» این بگفت و درحضور همه نان گرفته، خدا را شکر گفت و پاره کرده، خوردن گرفت. پس همه قویدل گشته نیز غذا خوردند. و جمله نفوس در کشتی دویست و هفتاد و شش بودیم. چون از غذاسیر شدند، گندم را به دریا ریخته، کشتی را سبک کردند.